: .ღ.•*♥*• فرياد عشق : .ღ.•*♥*•
دل من مال تو - قلب تو مال من ، پويا و فاطيما
بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم. من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي ندارد تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم از طرف من به تو! تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من ابراز آموختي پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم آره عزیز اجازه هست قصه ام را با انتظار با تو ادامه بدم ؟!
به او بگویید دوستش دارم ، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد. به او بگویید دوستش دارم ، به او که گل همیشه بهار من است. به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است، و به او که عشق جاودانه من است ندیدم بهاری / محبت ز یاری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری زندگی اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق یک بار است ..... جدایی دشوار هست ..... یاد تو تکرار هست به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه عشق...زیرا کسی که تشنه عشق است روزی سیراب میشود بدون
گریه خاطره روشن نمیشه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجود داشت بنام
دوستی از آن کوهرودی جاری میشد بنام محبت این رود به مردابی میریخت بنام
جدایی پس نفرین عالم بر این جدایی که غرورمرا درک نمیکند هیچ
زمان دل به کسی نبند ...... چون این دنیا این قدر کوچک است که دو تا دل
کنار هم جا نمیشه ..... ولی اگر دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این
دنیا این قدر بزرگه ... که دیگه پیداش نمیکنی خدایا
هرکه را دوست داری به او بیاموز که عشق از زندگی کردن برتر است و هرآنکه
را دوست تر می داری بیاموز که دوست داشتن از عشق نیز والاتر است... زمان! به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست.... بوسیدن قول ماندن نیست..... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست ای همه وجود من . ای کسی که پا گذاشتی رو قلب من . ای کسی که درو بستی به روی من. درو باز کن دستم مونده لای در مهم
این نیست که تو اَد لیست مسنجرمون چند نفر اَد شدن. مهم اینه که تو قلبمون
فقط 1 نفر اد شده باشه که با هم آن بشیم، باهم آرشیو زندگی رو دوره کنیم و
با هم آف بشیم. امّا باید یادمون باشه پسورد دوستیمون رو جوری بسازیم که
کسی نتونه هکمون کنه شاید
یه کسی شب ها برای اینکه خواب تورو ببینه به خدا التماس می کنه شاید یه
کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه مطمئن باش
یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه ولی تو اون رو نمی شناسی بگذار
که در حسرت دیدار بمیرم... در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم... دشوار بود
مردن و روی تو ندیدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم... بگذار که چون
ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و انوده شب تار بمیرم... بگذار که چون شمع
کنم پیکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم... میمیرم از این درد
که جان دگرم نیست... تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم... تا بوده ام ای دوست
وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بمیرم ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو از آن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است عزیزم خیلی وقته دردی مونده تو دلم ..... میخوام راز عشقمو واسه همه بگم و برم یادم می یاد روزایی که بهم قول دادی زیاد .... ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام باشه درو ببند برو بیرون بزار تنها باشم ..... توی تلاطم بغز ثانیه ها رها باشم دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا ..... چه شبهایی به خاطرت نشستم وای خدا می خواهی بری برو به درک پس از یادمم برو .... یادت می یاد وقتی گریه کردم گفتم نرو حالا من میرم تو هم تنها باش با دل خودت ..... ببین چیکار کردی بزار برو از یاد خودش تمام فکرم توی چشمای تو بود .... کاشکی الان دستهات تو دستهای من بود تمام مردم این شهر به من همواره میگن .... تو این سکوت ِسرد مرگ و بهمراه دارم همیشه نفرین من به راهت ِ ..... به دل سیاه تو نگاهت ِ تا ابد فقط میگم خدا خدا ..... کی ِ میشه از دل تو دلم جدا میدونم همش تو رو به عشق تو ...... میدونم چقدر شلوغه دل تو الهی خونه خرابت ببینم ..... تا ابد توی عذابت ببینم دیگه از نبودنت نمی سوزم ..... دیگه حتی چشم به در نمی دوزم برو اشک نریز با یاد دلم ..... دیگه نمی خوامت باهات نمی مونم دیگه حتی نمی خوام اسمتو فریاد بزنم ..... مثل عاشق تو کتابها اسمتو داد بزنم بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی .... من تو فکر تو بودم تو بودی تو فکر کی ؟ خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر میگذرم .... مثل قبل از نبودنت تو خودم نمی شکنم میشنوم صدایی که هچوقت تو نشنیدی ... صدایی که میگفت تو از جدایی میترسیدی آره میترسیدم ولی حالا میگم بی خیال .... حرفات تکراری شده یه حرف جدید بیار کاش می شد ببینمت بهت بگم ..... دیگه از دیدن تو سیر دلم کاش می شد دیگه چشمام نبیننت .... از درخت غم دیگه تو رو نچینمت کاش می شد چشماتو گریون میدیدم .... توی تنهایی و غم دلتو خون می دیدم کاش می شد برق چشمام بارون کنه ..... سیل غم بیاد و تو رو داغون کنه آرام و زیبا آمدی همچون باران با طراوت و تازه بودی عاشقت شدم شب ها با تو در رویاها بودم بیدار تا سپیده که عاشقت شدم در آغوشت مثل کودکی آرام خفتم تا خوابی شیرین دیدم عاشقت شدم حس خوبی بود وقتی که در آغوشت بودم بوسه ای جانانه کردم و عاشقت شدم تنها روشنی راه عاشقییم تو بودی تو بودی ستاره که عاشقت شدم حالا از عمق قلبم می گویم که دوستت دارم که اینگونه بود که عاشقت شدم چه شیرین بود هنگامی که به من گفتی دوستم داری و چه تلخ بود هنگامی که دیگر پیشم نبودی. چه زیبا بود هنگامی که سرت بر روی شانهایم بود و چه زشت بود هنگامی که دستانت در دستان دیگری بود. چه روشن بود هنگامی که به آینده می اندیشیدی و چه تاریک بود هنگامی که ستاره شبهایم نبودی. چه مهربان بودی هنگامی که می خندیدی و چه خشمگین بودی هنگامی که گفتی با دیگری هستی. چه خندان بودم هنگامی که مال من بودی و چه گریانم که اینگونه زندگییم به پایان خواهد رسید. دیدار به قیامت... روزها تا به امروز که هزار و سیصد ده روز از اولین روز که بهترین روز زندگیم بود می گذرد. این چند روز مثل آنروز که از آن کوچه هر روز می گذشتم-می گردم تا خاطرات آن روز یادم آید. اما این روزها نیستند که یاد آور آن روزند بلکه عشق تو در آن کوچه در آن روز یاد آور آن روزند. این روزها می گذرند ولی روز به روز عشقم به تو نسبت به دیروز بیشتر می شود. تا اینکه تو امروز آمدی تا من مثل هر روز حسرت آن روز را نخورم. پس بیا روزها را با هم بپیماییم تا هر روز زیبا تراز دیروز بگذرد و عشقت در دلم هر روز و هر روز بیشتر شود. آرزوی من این است یا شوی فراموشم...یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم آرزوی من این است که تو مثل یک سایه...سرپناه من باشی لحظه تَر گری آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده....همسفر شوی با من در سکوت یک جاده آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم...لحظه های هشیاری ، مستی تو؛ من باشم آرزوی من این است تو غزال من باشی...تک ستاره روشن در خیال من باشی آرزوی من این است در شبی پُر از رؤیا ...پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا آرزوی من این است از سفر نگویی تو...تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو آرزوی من این است مثل لیلی و مجنون ...پیروی کنیم از عشق، این جنون بی قانون آرزوی من این است زیر سقف این دنیا ...من برای تو باشم ، تو برای من؛ تنها آرزوی من این است...آرزوی من این است...آرزوی من این است.... می ترسم...می ترسم از اینکه بگم دوستش دارم... او نمی داند که با دل من چه کرده است... نمی داند دلی را اسیر خود کرده است... هنوز در باورم نیست دل به او داده ام و او شده تمام هستی ام... به یاد می اورم روزهای اول اشنایی را... امدنش زیبا بود... انقدر زیبا سخن می گفت که به راحتی دل به او باختم و او شد اولین عشقم در زندگی اری... اولین عشقم... بار خدایا! گویی تو تمام زیبایی های عالم رادر سخنان او گنجانده بودی و اینگونه مرا اسیر او کردی که دل کندن از او برایم شد محال... و داشتن او بزرگترین ارزویم در زندگی... حال که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهایم نگذارد... چگونه بگویم.. باور کن بدون او میمیرم... خدای من...امروز به تو می گویم که تو تنها مونس تنهایی های منی...
اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
آآموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن! 
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن
اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن
اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم
اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات
روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات
اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی
دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی
اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی
ستاره ها اینو میگن که تو اقبال منی
اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم
بگم می خواهم بخاطرت سر به بیابون بذارم
اجازه تو دست تو اجازه من دست تو
خنده من خنده تو شکست من شکست تو ![]()
![]()
از بی عشقی داشتم هلاک می شدم که آمدی عاشقت شدم
| :قالبساز: :بهاربیست: |



